زناني مثل من
نمي‌دانند چگونه ادا كنند
كلام مانده در گلو را
كه خاري است
مي‌ بلعند

زناني مثل من
چيزي نمي‌دانند جز بغض فرومانده
گريه ناممكن
ناگهان مي‌تركد
سيل مي‌شود
مثل شرياني شكافته

زناني مثل من
مشت مي‌خورند
و جرئت نمي‌كنند بزنند
از خشم به خود مي‌پيچند
مهارش مي‌كنند

زناني مثل من
مثل شيران قفس
روياي آزادي
در سر دارند.

 

 

 



برچسب‌ها:

تاريخ : سه‌شنبه 19 فروردین 1393 | 22:43 | نویسنده : masoomeh shahbazi | ارسال نظر(0)

.: Weblog Themes By VatanSkin :.
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران