یکمعمای سختو به ظاهرسرکاریوجالبکه توسطدکتر حسابیطرح شده .
3 نفر با هم میرن ساعت فروشی، یه ساعت میخرن 30000 تومن و نفری 10000 تومن میدن.
صاحب مغازه به شاگردش میگه قیمت ساعت 30000 تومن نبوده 25000 تومن بوده. برو 5000 تومن بهشون برگردون.
شاگرد مغازه از این 5 تومن 2 تومنشو واسه ی خودش برمیداره، و 3 تومن دیگرو میده به اون سه نفر، نفری 1000 تومن.
پس با برگشت 1000 تومن به هر نفر، اونها هركدوم 9000 تومن دادند.
حالا سوال اینجاست اگه 9×3 = 27 و 2 تومنم كه شاگرد مغازه برداشته ، کلا میشه 29 تومن. پس 1000 تومن دیگه كجاست؟
هرکس به این معما جواب درست بده یه جایزه ی خوب پیش من داره....
برچسبها:
تاريخ : چهارشنبه 11 دی 1392 | 15:34 | نویسنده : masoomeh shahbazi |
ارسال نظر(1)


برچسبها:
تاريخ : چهارشنبه 11 دی 1392 | 14:49 | نویسنده : sahar niknam |
ارسال نظر(0)
**ﻓﺮﻭﺭﺩﻳﻦ: ﺳﮑﻮﺕ ﻳﻪ ﻓﺮﻭﺭﺩﻳﻨﻰ ﻭﺍﺳﻪ ﺭﺿﺎﻳﺘﺶ ﻧﻴﺴﺖ
ﺩﺍﺭﻩ ﻓﮑﺮ میکنه ﮐﻪ ﭼﺠﻮﺭﻯ ﺣﺎﻟﺘﻮ ﺑﮕﯿﺮﻩ .
**اﺭﺩﻳﺒﻬﺸﺖ: ﺑﺎﻳﺪ ﺑﻬﺸﺘﻰ ﺑﺎﺷﻰ ﮐﻪ ﺍﺭﺩﻳﺒﻬﺸﺘﻰ ﺑﺸﻰ .
**خرﺩﺍﺩ :ﺍﺻﻼ ﺣﮑﺎﻳﺖ ﺩﺍﺭﻳﻢ ﺧﺮﺩﺍﺩﻳﺎ ﺍﻭﻝ ﺟﺬﺍﺑﻴﺖ ﺑﻮﺩﻥ
ﺑﻌﺪ ﺩﺳﺖ ﻭ ﭘﺎ ﺩﺭ ﺁﻭﺭﺩﻥ .
**ﺗﻴﺮ: ﺍﮒ ﻧﺰﺩﻳﮏ ﺗﻴﺮ ﻣﺎﻫﻴﺎ ﺷﺪﻯ ﺩﻭﺭ ﺩﺭﻭﻍ ﻭ ﮐﺎﻣﻞ ﺧﻂ ﺑﮑﺶ .
**ﻣﺮﺩﺍﺩ: ﻳﻪ ﻣﺮﺩﺍﺩﻯ ﻫﺮ ﭼﻘﺪ ﮐﻮﺩﮎ ﺩﺭﻭﻧﺶ ﺑﺎﺯﻳﮕﻮﺵ ﺑﺎﺷﻪ
ﻫﻴﭻ ﻭﻗﺖ ﺑﺎ ﮐﺴﻰ ﺑﺎﺯﻯ نمیکنه .
**ﺷﻬﺮﻳﻮﺭ :ﻫﻴﭻ ﻭﻗﺖ ﺩﻝ ﻳﻪ ﺷﻬﺮﻳﻮﺭﻯ ﻭ ﻧﺸﮑﻮﻥ ﺧﺪﺍ ﺑﺪﺟﻮﺭ ﻣﺮﺍﻗﺒﺸﻮﻧﻪ.
**ﻣﻬﺮ :ﺯﻧﺪﮔﻰ ﺑﺎ ﻳﻪ ﻣﻬﺮ ﻣﺎﻫﻰ ﻳﻪ ﺗﺠﺮﺑﻪ ﻓﻮﻕ ﺍﻟﻌﺎﺩﻩ ﺳﺖ ﮐﻪ ﺍﻟﺒﺘﻪ ﻟﻴﺎﻗﺖ میخاد .
**ﺁﺑﺎﻥ :ﺩﻧﻴﺎ هم ﻋﻮﺽ ﺷﻪ ﻳﻪ ﺁﺑﺎﻧﻰ ﻋﻮﺽ ﻧﻤﻴﺸﻪ
**ﺁﺫﺭ: ﺁﺫﺭیا ﺁﺭﻭﺯﻳﻰ ﻧﺪﺍﺭﻥ ﭼﻮﻥ ﺧﻮﺩﺷﻮﻥ ﺁﺭﺯﻭ ﻫﻤﻪ ﻥ .
**ﺩﻯ: ﮐﺴﻰ ﮐﻪ ﻳﻪ ﺩﻯ ﻣﺎﻫﻰ ﺭﻭ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﻣﻴﺪﻩ ﻟﮕﺪﻯ ﺑﻪ ﺑﺨﺖ ﺧﻮﺩﺵ
میزنه ﮎ ﺗﺎ ﺣﺎﻻ ﺑﺮﻭﺳﻠﻰ ﻧﺰﺩه ﺑﻪ ﺣﺮﻳﻔﺎﺵ .
**ﺑﻬﻤﻦ :ﺑﻬﻤﻦ ﮎ ﻣﺎﻩ ﻧﻴﺲ ﮐﻠﮑﺴﻴﻮﻥ ﺁﺩﻣﺎﻯ ﺟﺬﺍﺑﻪ ﻭ ﺧﺎﺻﻪ.
**ﺍﺳﻔﻨﺪ:ﻣﻬﺮﺑﻮﻧﻰ ﻳﻪ ﺍﺳﻔﻨﺪﻯ ﺭﻭ ﺑﺎ ﺿﻌﻔﺶ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﻧﮕﻴﺮ
برچسبها:
تاريخ : چهارشنبه 11 دی 1392 | 14:03 | نویسنده : elham jokar |
ارسال نظر(0)

برچسبها:
تاريخ : چهارشنبه 11 دی 1392 | 13:49 | نویسنده : elham jokar |
ارسال نظر(0)

برچسبها:
تاريخ : چهارشنبه 11 دی 1392 | 12:58 | نویسنده : maryam esmaeili |
ارسال نظر(0)
بشار "آربول د ناویداد" در منطقه چایاپاس کشور مکزیک شباهت بسیار نزدیکی به یک درخت کریسمس را دارا بوده و از این حیث گردشگران بسیاری را به خود جلب می کند.


برچسبها:
ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه 11 دی 1392 | 12:29 | نویسنده : maryam esmaeili |
ارسال نظر(0)
ﻭﺑﻬﺶ ﺗﺰﺭﯾﻖ ﻣﯿﮑﻨﻪ ...!
بیشعورم خودتی
جنبه شوخی داشته باش!!!

برچسبها:
تاريخ : چهارشنبه 11 دی 1392 | 10:34 | نویسنده : nahid hejazi |
ارسال نظر(2)

برچسبها:
تاريخ : چهارشنبه 11 دی 1392 | 00:24 | نویسنده : sahar niknam |
ارسال نظر(1)
قابل توجه پسرایی که این روزا سوژشون شده کیلیپس ما دخترا : والا ما هرکاری کردیم شما تقلید کردین!!! گوشواره انداختیم شما هم انداختید!! تل زدیم دیدیم شما هم تل زدین!! موهامونو رنگ کردیم دیدیم شما هم رنگ کردین!!چه قدرم حرفه ای! ابرو برداشتیم دیدیم ابرو های شما از ما نازکتره!! والا مجبور شدیم کلیپس بزنیم تو موهامون تا حداقل دخترا با پسرا یه فرقی داشته باشن!!! اونم خدایی شرط میبندم روتون نمیشه وگرنه شما هم میزدین!!! اگه ما نبودیم خدایی شما از کی کپی میگرفتید؟؟
برچسبها:
تاريخ : سهشنبه 10 دی 1392 | 23:05 | نویسنده : masoomeh shahbazi |
ارسال نظر(1)
باز باران بی ترانه
باز باران با تمام بی کسیهای شبانه
میخورد بر مرد تنها
میچکد بر فرش خانه
باز میآید صدای چک چک غم
باز ماتم
من به پشت شیشه تنهایی افتاده
نمیدانم، نمیفهمم
کجای قطرههای بی کسی زیباست؟
نمیفهمم، چرا مردم نمیفهمند
که آن کودک که زیر ضربه شلاق باران سخت میلرزد
کجای ذلتش زیباست؟
نمیفهمم
کجای اشک یک بابا
که سقفی از گل و آهن به زور چکمه باران
به روی همسر و پروانههای مردهاش آرام باریده
کجایش بوی عشق و عاشقی دارد؟
نمیدانم
نمیدانم چرا مردم نمیدانند
که باران عشق تنها نیست
صدای ممتدش در امتداد رنج این دلهاست
کجای مرگ ما زیباست؟
نمیفهمم
یاد آرم روز باران را
یاد آرم مادرم در کنج باران مُرد
کودکی ده ساله بودم
میدویدم زیر باران، از برای نان
مادرم افتاد
مادرم در کوچههای پست شهر آرام جان میداد
فقط من بودم و باران و گلهای خیابان بود
نمیدانم
کجای این لجن زیباست؟
بشنو از من، کودک من
پیش چشم مرد فردا
که باران هست زیبا، از برای مردم زیبای بالادست
و آن باران که عشق دارد، فقط جاری ست بر عاشقان مست
و باران من و تو درد و غم دارد
باز باران با تمام بی کسیهای شبانه
میخورد بر مرد تنها
میچکد بر فرش خانه
باز میآید صدای چک چک غم
باز ماتم
من به پشت شیشه تنهایی افتاده
نمیدانم، نمیفهمم
کجای قطرههای بی کسی زیباست؟
نمیفهمم، چرا مردم نمیفهمند
که آن کودک که زیر ضربه شلاق باران سخت میلرزد
کجای ذلتش زیباست؟
نمیفهمم
کجای اشک یک بابا
که سقفی از گل و آهن به زور چکمه باران
به روی همسر و پروانههای مردهاش آرام باریده
کجایش بوی عشق و عاشقی دارد؟
نمیدانم
نمیدانم چرا مردم نمیدانند
که باران عشق تنها نیست
صدای ممتدش در امتداد رنج این دلهاست
کجای مرگ ما زیباست؟
نمیفهمم
یاد آرم روز باران را
یاد آرم مادرم در کنج باران مُرد
کودکی ده ساله بودم
میدویدم زیر باران، از برای نان
مادرم افتاد
مادرم در کوچههای پست شهر آرام جان میداد
فقط من بودم و باران و گلهای خیابان بود
نمیدانم
کجای این لجن زیباست؟
بشنو از من، کودک من
پیش چشم مرد فردا
که باران هست زیبا، از برای مردم زیبای بالادست
و آن باران که عشق دارد، فقط جاری ست بر عاشقان مست
و باران من و تو درد و غم دارد
برچسبها:
تاريخ : سهشنبه 10 دی 1392 | 21:35 | نویسنده : masoomeh shahbazi |
ارسال نظر(0)
